تبليغاتX
توقف فقط در ایستگاه

ghazaleh1370

غزاله

ghazaleh1370

http://ghazaleh1370.blogfa.com

توقف فقط در ایستگاه

توقف فقط در ایستگاه

توقف فقط در ایستگاه

با سلام به همه شما دوستان عزیز و گرامی. از اینکه به وبلاگ من سر زدین خوشحالم و از حسن انتخاب شما متشکرم

توقف فقط در ایستگاه

توقف فقط در ایستگاه

این عکس و من خیلی دوست دارم حالا شما ها رو نمیدونم

|+| نوشته شده توسط غزاله در جمعه پنجم مهر 1387 و ساعت 22:58 |
دو کله پوک

|+| نوشته شده توسط غزاله در شنبه بیست و سوم شهریور 1387 و ساعت 14:13 |
خسته شدمممممممممممممممممم

از تو

از زندگیمون

از تنهاییهامون

از این همه بازی های بچه گانه

به نظرتون بهتر نیست همه به یه ارامشی برسن؟

|+| نوشته شده توسط غزاله در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت 15:40 |

سرزمين عشق

هر بامدادان ،‌بال در بال كبوتري سپيد ،‌ بر فراز دشتي به سرخي عشق و در ژرفاي چشمه زلال ارزوهايم تو را ني بينم كه زير پرتو طلايي خورشيد لبخند زنان مي درخشي .

 

 

عشق تو

يك عمر پريشاني را به اشتياق يك لحظه ديدارت سر ميكنم ،‌عشق تو در دلم خانه گزيده و مرا در بند خويش اسير كرده . بدون عطر هستي بخشد بسان پرستويي هستم كه هرگز به اشيانه نمي رسد .

 

|+| نوشته شده توسط غزاله در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 و ساعت 16:5 |
خوبببببببببب

بازم یه روز تازه

این دفعه چی بنویسم؟

جدییییییی ازتون کمک میخوام . اگه میتونین این دفعه شما ها بهم بگین راجبه چی بنویسم

اینم یه عکس کش رفته

|+| نوشته شده توسط غزاله در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 و ساعت 11:48 |
اه ه ه ه ه

باز قاطي كردم بازم احساس بدي دارم

نميدونم چرا هر چند وقت يه بار احساس تنهايي ميكنم؟

ولش كنين

بازم قاطي كردم

|+| نوشته شده توسط غزاله در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 22:30 |
اين شعر و كه مينويسم اگه نخوني يعني خيلي بي احساسيييييي.

تازه اگه نخوني حق حرف زدن نداريييييي

من پي مدرسه اي ميگردم                

 به حصار عرفان 

نرده اش واژه شيرين دلت مي خواهد

من به دنبال كلاسي هستم             

كه صداي در و ديوار و گچش يك رنگي است                       

و رياضيش فقط ضرب دل و اينه هاست

اولين واژه درس عربي                          

 از يحب تا نحب طولاني است

دل شاگرد ادب طوفاني است

متن جغرافي آن 

 باغ بلوري است زيك دشت عفاف

 شرق آن عاطفه ميروياند

 در جنوبش صدف گمشده سيادي است

كه از اغاز پي بستن دل بر دلهاست

درس تاريخ

پر از غصه مردان بزرگ

در زماني كوتاهي ،گاه از مرز ازل تا به ابد

سر گذشت دل اشوبي مردي از نور

يا زني از احساس

حرفه اش شيوه اموزش سعدي است كه گفت

تو مياموز به فرزند دلم غير از عشق

زنگ دينيش مرا ميبردم تا به بلور

مينشاند به سريرم از نور

وقت قرانش من

ميتوانم همه حادثه را درك كنم

وبفهمم كه خدا زيبايي است

اجتماعيش سلام است و سلام است و سلام

و علومش كششي از اجسام

اه اي مردم خوب من شنيدم كه فضايي هم هست

كه در ان سكه صدايي دارد

بين اين هر دو فضا

مدتي است كه تقسيم شده ام

و چه تقسيم دگر بدتر از اين

باقي من صفر است

                                                          

|+| نوشته شده توسط غزاله در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 19:7 |
دوباره من اومدم

اين عكسو يكي از بچه ها توي وبلاگش گذاشته

من كه خيلي اين عكس رو دوست دارم

البته بيچاره با اين كه عكسشو كش رفتم جرات نداره بهم چيزي بگه چون من پرو ترم.

راستي اين عكس رو هم براي خودش گذاشتم اخه بايد عكسشو عوض كنه به جاي دختر اين و بزاره

اينم خوشگله حالا هر كدوم و كه ميخواي بر دار البته اگر دوست داري

|+| نوشته شده توسط غزاله در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 12:44 |

عشق

ارام مي ايد .

ارام و تو حتي صداي قدمهايش را نمي شنوي و حتي او را نمي بيني و شايد حضورش را هم حس نكني.

ارام در جانت رخنه مي كند ،‌در تمام وجودت ريشه ميزند و زندگيت را تسخير مي كند و تو چيزي در رگهايت حس ميكني كه ارام و قرارت را ميبرد.  و اين همان عشق است كه در جانت رخنه كرده....

|+| نوشته شده توسط غزاله در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 و ساعت 16:57 |
پروووووووووو
این دفعه یه عکس از یکی از بچه ها کش رفتم. اول وقتی کلیک راست زدم گفت نشد عزیزم . خوشگل جونم.........باشه

 ولی از اونجا که بیچاره گیره یه پرو افتاده این خبرا نیست

|+| نوشته شده توسط غزاله در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 و ساعت 13:39 |

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ